جک 2012
بابام داشت روزنامه ورزشی می خوند.
یهو دیدم بغضش ترکید و زد زیر گریه...
گفتم چی شده؟
گفت داشتم روزنامه می خوندم دیدم نوشته سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی.
یهو دیدم بغضش ترکید و زد زیر گریه...
گفتم چی شده؟
گفت داشتم روزنامه می خوندم دیدم نوشته سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی.
یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم!
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 20:35 توسط یه آدم
|
این وبلاگ هدف خاصی رو دنبال نمی کنه جز ارائه مطالبی که گفتنش بهتر از نگفتنشه.